
بمناسبت درگذشت عالم عارف، زاهد وارسته،
حضرت آیت الله
میرزا علی
عبودیت شرح کوتاهی از زندگی ایشان به نقل از مجله دیدار
آشنا تقدیم می گردد.
انشاءالله که به برکت نظر ایشان زندگی ما
هم آراسته و مزین به نور ایمان گردد.
ای کاش قوم من بدانند/ شرحی
از
زندگانی حضرت آیت الله میرزا علی عبودیت به قلم حجة الاسلام دکتر محمد بهمنی حیدرآبادی
لنگ فروش بود. توی بازار
اصفهان مغازه کوچکی داشت، ولی نماز شبش ترک نمی شد. پدرش را می گویم. می گفت: هیچ
وقت ما را برای نماز صبح بیدار نمی کرد ولی از زمزمه قرآن خواندنش دلمان نمی آمد
بخوابیم. یکبار، برای کاری نذر کردم هر شب نمازشب بخوانم. دیدم خیلی مشکله. با
خودم گفتم اگر بابا بگوید راضی نیستم خودت را به زحمت بیندازی آن وقت نذرم باطل می
شود و من خلاص می شوم. ولی وقتی شنید، گفت باید بخوانی تنبل بی عار!
روزها به کارخانه ریسندگی می
رفت، کارگر بود و شب ها با یک طلبه هماهنگ کرده بود برایش درس های طلبگی را خصوصی
می گفت ولی از بس روز خسته می شد هر شب سر درس می خوابید برای همین هر وقت فرصتی
پیدا می کرد خودش درس ها را جلو جلو می خواند تا جبران چرت های سر درس در بیاید.
استاد داشت ولی درس ها را بدون استاد خواند.
بعد از چهار سال با خودش گفت
این که نشد زندگی یا زنگی زنگ یا رومی روم. ولی سخت بود. کدام را انتخاب کند.
کارخانه را رها کند یا بی خیال طلب برای بزرگترین عید جهان...
ما را در سایت برای بزرگترین عید جهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 206 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 13:01